السيد موسى الشبيري الزنجاني
2451
كتاب النكاح ( فارسى )
نكاتى چند دربارهء اين روايات قابل توجه است نكتهء اول : در اين روايات ، حرمت ازدواج با زن پدر يا عروس مقيد به اين شده است كه پدر او را لمس كرده باشد ، يا چنانچه در روايت محمد بن قيس آمده بود ، لمس به « يد » شده باشد ، درحالىكه ، در روايات كثيرهء ديگرى كه در مسأله وارد شده است و همچنين در هيچيك از فتاواى اصحاب و علماء اين قيد ذكر نشده است ، پس با اين 4 روايت چه بايد كرد ؟ پاسخ اين مطلب نسبت به سه روايت محمد بن مسلم و حلبى و عبد الله بن سنان بسيار روشن است ، چرا كه در اين روايات قيد « لمس » در كلام سائل درج شده است نه در كلام امام و لذا دلالت بر مفهوم ندارد و حضرت نيز همان مورد سؤال را جواب دادهاند و اين به هيچ وجه دلالت بر اينكه اين قيد در موضوع حكم نيز ثبوتاً دخيل است نمىكند . يك فرض خاصى را سائل پرسيده است يا از يك ماوقعى كه در او زن لمس شده است و امام نيز همان را جواب دادهاند و همان طورى كه در معالم نيز آمده است ، اگر قيد وارد شده در كلام راوى در كلام امام هم ذكر شد ، به هيچ وجه از اين قيد استفاده مفهوم نمىشود ، مثلا اگر كسى بپرسد آيا عالم عادل احترامش واجب است ؟ در جواب اگر گفته شود بله عالم عادل احترامش واجب است ، ممكن است مطلق عالم نيز احترامش واجب باشد و ذكر اين قيد در جواب به خاطر توافق با سؤال سائل مىباشد ، بخلاف اينكه از ابتدا و بدون هيچ سؤالى گفته شود كه « عالم عادل احترامش واجب است » كه در اين صورت قيد در اين جمله مفهوم خواهد داشت . ( و لو فى الجملة ) اما نسبت به روايت چهارم ( روايت محمد بن قيس ) هر چند ظاهر اين روايت اين است كه فرمايش حضرت در مقام پاسخ از سؤال بيان نشده است لكن اين ظهور ضعيفى است زيرا عبارت حضرت خطبه كه نيست تا به صورت ابتدائى و ارتجالى خوانده شده باشد بلكه معمولا اين عبارات در مقام سؤال